تبليغاتX
تا آخرین نفس عاشت خواهم ماند






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



                                          تقدیم به عشق عزیزم رضا:::::

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

تقدیم به تو ای خیال من                                     ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من

                                        تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.

                                                       می دانی چرا؟

چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار  است ولی در عین حال دلپذیر هم هست   ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .

پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .

بنابراین:

              هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.

 

                چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من  شدی .     

:    

     

بنابراین:

           قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :

 

                                 دوستت بدارم .


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: جمعه 4 بهمن1387 در ساعت: 14:20
|+|



دفترچه خاطراتم ...

دفترچه خاطراتم ...

 

زیبایی های دنیا را در وجود تو دیدم.

دلتنگی را از زمانی حس کردم که باید برای چند ساعت از تو جدا می شدم.

غم انگیز ترین لحظات دنیا وقتی بود که تو ناراحت بودی.

اما بهترین لحظات زندگیم وقتی بود که هنگام ناراحتیت سر بر شانه ام می نهادی و با من درد دل می کردی.

شب ها به این امید می خوابیدم که فردا تو را خواهم دید و صبح ها به این امید بیدار می شدم که امروز تو را خواهم دید،وای از آن روز ها و شب هایی که فقط امید به دیدن تو داشتم،ولی اثری از تو در آن نبود.

به یاد دارم وقتی برای اولین بار تو را دیدم احساس کردم پرنده خیالم سنگین تر شده است.آری،چون این پرنده دیگر یک نفر نبود.هنگامی که از پرنده سراغ نفر دوم را گرفتم او تو را به من نشان داد.

برای تو جان می دادم و عاشقت شده بودم.اما نمی دانی با من چه کردی...................

تقدیم به عشقی که بعد ها فهمیدم برای من نبود

 

 


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: جمعه 4 بهمن1387 در ساعت: 14:9
|+|



دیدی دوسم نداشتی دیدی پیشم نموندی


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: دوشنبه 30 دی1387 در ساعت: 12:42
|+|



 

اوایل کوچک بود. یعنی من اینطور فکر میکردم. اما بعد بزرگ و بزرگ تر شد

ان قدر که دیگر نمی شد ان را در غزلی یا قصه ای یا حتی دلی حبس کرد.

حجم اش بزرگ تر از دل شد و من همیشه از چیزهایی که حجم شان بزرگ تر

از دل می شود ، می ترسم. از چیزهایی که برای نگاه کردن شان

( بس که بزرگ اند ) باید فاصله بگیرم ، می ترسم.از وقتی که فهمیدم

ابعاد بزرگی اش را نمیتوانم با کلمات اندازه بگیرم یا در «دوستت دارم»

خلاصه اش کنم ، به شدت ترسیده ام. از حقارت خود لج ام گرفته است.

از ناتوانی و کوچکی روح ام.فکر می کردم همیشه کوچک تر از من باقی

خواهد ماند. فکر می کردم این من هستم که او را افریده ام و برای

همیشه افریده ی من باقی خواهد ماند ، اما نماند.به سرعت بزرگ شد.

از لای انگشتان من لغزید و گریخت. ان قدر که من مقهور ان شدم.

ان قدر که وسعت اش از مرزهای «دوست داشتن» فراتر رفت.

ان قدر که دیگر از من فرمان نمی برد.ان قدر که حالا می خواهد مرا در

خودش محو کند. اکنون من با همه توانی که برایم باقی مانده است

میگویم «دوستت دارم» تا شاید اندکی از فشار غریبی که بر روح ام

حس میکنم رها شوم. تا گوی داغ را ، برای لحظه ای هم که شده ،

بیندازم روی

زمین...

 


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: یکشنبه 29 دی1387 در ساعت: 20:45
|+|



می خوام بنویسم

می خوام بنویسم

از تو...

...برای تو

love

می خوام بنویسم

فقط می خوام بنویسم

نمی دونم چی

فقط می خوام بهت نگاه کنم و با حروف بازی کنم

همین

خیلی ساده

و شایدم سخت

نمی دونم چرا بارونی می شه چشمام

وقتی که حروف کنار هم قرار می گیرن و اسم تو رو می سازن

تو می دونی؟

یه ریتم ساده، پر اشک

پر عشق، پر رویا

فقط یه ریتم

یه خیال

یه خیال ساده

لالایی لالایی ...

چقدر دلم برای این ریتم تنگ شده

یه ریتم ساده و گوش نواز

لالا لالا لالایی

پرم از گریه

پرم از رویا

و شاید یه لبخند

توی این دنیای کوچیک

دلم تنگه


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: یکشنبه 29 دی1387 در ساعت: 20:41
|+|



رضا جونم خیلی دوست دارم

عشق من هر جا که هستی خوش باشی


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: چهارشنبه 27 آذر1387 در ساعت: 0:21
|+|



تنهایی

من تنها تر از آن بودم که بی خود بودن را بشناسم

نمی دانم چه شده است

در این آشفته بازار افکارم انگار دارند کاه می فروشند

من دیوانه ی راهی گشته ام که انتهایش...

مگر راه را انتها می باشد؟

تو انتهای راه را می دانی؟

از کجا می آیی ای مسافر ؟

من مسافر این جاده و تنها مسافر این راه غریبم

اما این سوال را هرگز از من نپرس

از کجا می ایی و به کجا خواهی رفت؟

جوابت را می گوییم از نمی دانم می آیم و به نمی دانستان در سفرم

اما مگر می شود؟

اری آدمی جهانی است پر رمز و راز ولی من آدم هم نیستم...


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 26 آذر1387 در ساعت: 23:50
|+|



تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است

عاشقانه ترین متن های سال از NSB

نوشته های عاشقانه از N.S.B

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است

دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميقترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد

درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد  ٬ حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست

تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند

دلتنگي براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم.

دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان

دارم کنده شوم ٬ در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي

که تو کردي و مرا سوزاند  ٬دنياي مرا با تلي از خاکستر پوشاندند. . . .

رنجي انچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت بسته است٬آنچنان قدمهاي

مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . . .

دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد آنرا بپردازم ٬ میفهمي؟

همه عمر ٬داغ عشق تو بر پيشاني و دلم نشسته است و مرا از او هم جدا مي کند .

تو نمايش زندگي مرا چنان در هم پيچيدي که هرگز از آن بيرون نيايم . . . . .

آنقدر دلتنگ دوريش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خويشم .. آنقدر دل آزرده

 عشق تو هستم که همه هستيم را خوره بي کسي و تنهايي مي جود . . .

 به او نگاه مي کنم  ٬ به او که چون بهشت بر من مي پيچد و پروازم مي دهد .

به او که لبهايش از اندوه من مي لرزند .

به او که دستهاي نيرومندش ٬عشقي که سالها پيش اجازه اش را از من گرفتند .

جرعه جرعه به من مي نوشاند . . . . .

به او که چشمهايش در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد.

به او که باورش کردم و دل به او باختم

به او که دلم مي خواهد در آغوشش چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز

به روي دنيا بازشان نکنم .

به او که تکه اي از قلب مرا با خود خواهد برد

به او که مرزهاي سرنوشت ٬ سالها پيش دوريش را از من رقم زده است .

سراسر زندگيم را اندوهي پر کرده است که روزها و ماهها از اين سال به سال ديگر آنها را

با خود مي کشم و ميدانم که زمان ٬ شايد زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولي هرگز فراموش

نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند .

 لبهايش لرزش لبهايم را نوشيد و دستانش ترس تنم را چيد و نفسهايش برگهاي 

 رنگين خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد .

نوشته های عاشقانه از N.S.B


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 26 آذر1387 در ساعت: 23:45
|+|



اندکی سکوت

صدای باران می آید به گوش

و لالایی باد را نمی شنوی

اندکی سکوت

صدای جیرجیرک ها هم شنیدنی است

ماه هم امشب نور افشانی می کند بر مجلس گرم دوستان

و شاید کمی سکوت

سکوت

سکوت سرشار از ناگفته هاست


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 26 آذر1387 در ساعت: 23:41
|+|



حالا می فهمم دوست داشتن تو جامعه ما اونم از طرف

یه دختر جرم هست

      یه گناه بزرگ !!!!!!!!!!!

گناهی که هیچ بخششی توش نیست

چرا تو تو جامعه ما دخترها نمی تونن عاشق بشن؟؟؟؟

هیچ وقت اجازه دوست داشتن ندارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سوالی که هیچ وقت جوابش رو نفهمیدم؟؟؟؟!!!!

چرا پسر ا دوست دارن با آبروی یه دختر بازی کنن چرا

دوست دارن دستش بندازن چرا دوست دارن سر

کار بزارنش

رضا با وجود اینکه هنوزم خیلی دوست دارم هنوزم

حاضرم به خاطرت هر کاری بکنم

ولی هیچ وقت نمی بخشمت

مطمین باش نمی بخشمت

نمی تونم ببخشمت

حتی اگه روزی بهت برسم

هیچ کدوم از پسرها معنی دوست داشتن رو نمیفمن فقط ادعای دوست داشتن دارن

رضا جونم خیلی دوست دارم

هر جا که هستی عشق من خوش باشی


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: یکشنبه 10 آذر1387 در ساعت: 9:10
|+|



Image and video hosting by TinyPic

 گفتي كه: مي بوسم تو را، گفتم تمنا مي كنم

 

گفتي كه: گر بيند كسي؟ گفتم كه: حاشا مي كنم

 

گفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟

 

گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنم

 

گفتي كه: تلخي هاي من، گر ناگوار افتد ترا؟

 

گفتم كه: با نوش لبم، آنرا گوارا مي كنم

 

گفتي: چه مي بيني بگو، در چشم چون آئينه ام؟

 

گفتم كه: من خود را در او، عريان تماشا مي كنم

 

گفتي كه: از بي طاقتي، دل قصد يغما مي كند

 

گفتم كه: با يغماگران، باري مدارا مي كنم

 

گفتي كه: پيوند تو را، با نقد هستي مي خرم

 

گفتم كه: ارزان تر از اين، من با تو سودا مي كنم

 

گفتي: اگر از كوي خود، تو را گويم برو؟

 

گفتم كه: صد سال دگر، امروز و فردا مي كنم

 

گفتي: اگر از پاي خود، زنجير عشقت وا كنم

 

گفتم: ز تو ديوانه تر، داني كه پيدا مي كنم


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: یکشنبه 3 آذر1387 در ساعت: 22:19
|+|



دارم از تو مینویسم ( تقدیم به عشقم رضا)

دارم از تو مینویسم  ( تقدیم به عشقم رضا)

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم


دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم

موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم

هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو

توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه

دوستت دارم مهربانم


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: دوشنبه 27 آبان1387 در ساعت: 13:2
|+|



(دوستت دارم)گفتنش جسارت میخواد یا موندنش

سرنوشت ما آدما توی این جامعه باندازه ای پیچیده شده که ما فراموشمون میشه که این زندگی

روزی به پایان میرسه ، و هیچ کدوم از ما نمی دونیم که اون روز کی اتفاق میوفته.

پس به کسایی که دوستشون داریم و به اونها توجه داریم از ته قلب بگیم که برامون مهم و با

ارزشند ، قبل از اینکه برای گفتن دیر شده باشه.

پس درباره قشنگترین چیزی که میتونیم در مورد اونی که دوستش داریم ، بگیم و فکر

کنیم ... براش بگیم.

اگه ما اونقدر درگیر کارهامون هستیم که نمی تونیم چند دقیقه ای از وقتمونو صرف فرستادن این

پیام (دوستت دارم) برای بهترینمون  کنیم ،

به نظرتون این اولین باره که ما کوچکترین تلاشی برای کمترین تغییر در روابط مون نمی کنیم ؟


هر چه بیشتربه کسی این پیامو بفرستید ، دسترسیتون به اونی که اهمیت بیشتری براتون داره ،

بهتر و راحت تر میشه و  همیشه بیادتون میمونه

     دوستت دارم مهربانم(ا) 

 "بیاد داشته باشیم چیزی رو درو خواهیم کرد که پیش از این کاشته ایم"

رضا جونم خیلی دوست دارم


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: شنبه 25 آبان1387 در ساعت: 21:16
|+|



باور کن

باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس

کشیدنم دوستت دارم ....

ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی

یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران

بهاردوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم

  این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه

بود و نبودم ، هستی و تارو پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع

زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو

 عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم....

دوستت دارم

رضا باور کن دوست دارم


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: شنبه 25 آبان1387 در ساعت: 21:4
|+|



حرفی نگفتم از عشق، يادی نکردم از درد امّا هميشه با اشک ،رسواست قلبه عاشق

محاكمه عشق... جلسه محاكمه عشق بود و قاضي عقل ، و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه

 مغز شده بود يعني فراموشي ، قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا با او

مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداري از عشق، آهاي چشم ،مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو

 داشتي  اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به

 سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟ همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك

 كردند تنها عقل و قلب در جلسه مادند عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند ! ولي من متحيرم كه

 با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده

چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟ قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتي

 هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم . پس من

 هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: شنبه 25 آبان1387 در ساعت: 20:58
|+|



به جون خودم قسم میدم ...باور کن

عشق اول

و

عشق آخر

من

رضای عزیزم دوست دارم


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: شنبه 25 آبان1387 در ساعت: 20:56
|+|



دوســتــــت دارم مهربانم

مــي انــديــشــــم....تويي كه تمام لحظات زندگي مرا محاصره كردي.....

تويي كه نمي دانم كي خواهي آمد....اصلاً بگو ببينم مي آيي؟

مي آيي.... تا با تمام دلتنگي هاي سرزمين آرزوهايم وداع كنم؟

مي آيي.... تا شقايق هاي قلبم دوباره جان بگيرد؟

مي آيي.... تا از درياي نگاهت قطره اي هم بر كوير چشمانم بريزم؟

مي آيي.... تا ستاره هاي آسمان زندگانيم از ناله هاي شبانه ام آرام بگيرند؟

كاش مي دانستم از اوج كدامين قله ، از دل كدامين شب ، از عمق كدامين جنگل خواهي آمد....

تا برايت قلبم ، اين بزرگ ترين سرمايه ام را پيش كش آورم و به تو بگويم

**** دوســتــــت دارم****  مهربانم

به خدا خیلی دوست دارم رضا

 


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: شنبه 25 آبان1387 در ساعت: 20:50
|+|



دست هایم دست هایت را جست و جو می کنند ...

             دست هایم دست هایت را جست و جو می کنند ...

 

 

آرزوی من اینست این است در سپیده ای شفاف، در دلت شوم مهمان، یک سپیده بی انصاف !

آرزوی من اینست که تـــــو مال مــــن باشی، غیر ممکن ممکن، تـــــــــو محال مـــــن باشی

آرزوی من اینست بیـن ایـــن همه انــسان، نـیـت تـــــــــو مـــــن باشم، تــوی فال بـا فنجــــان

آرزوی من اینست عـــشق تـــــو کمم بــــاشد، اســم تـــــو فـقط زخمی، روی مـرحمــم بـــاشـد

آرزوی من اینست تـــــو غـزال مـــن بـــاشی، تــک ستـاره ی روشن، در خیــال مــــن بــاشی

آرزوی من اینست از سفـــر نگوئــی تــــو، تــــــو هــم آرزویـــی کــن، اوج آرزویـــی تـــــــو

آرزوی من اینست آرزو کنـــی مـــــــن را، معنیـــش کنی با عـــشق،  شــعر سبــــز مــاندن را

آرزوی من اینست مـثـل سیـــم یـــک گیتار، زیـر دسـت تــــــو بـــاشـم، لحظه ی خـوش دیـــدار

آرزوی من اینست مـثـل لیـــلی و مجنــون، پیــروی کنیـــم از عــشق، ایـــن جنـون بــی قــانون

آرزوی من اینست زیر سقـف ایــن دنیـــا، مــــــن برای تــــو بــاشم، تــــــو برای مــــن تنهــــا

رضا جونم خیلی دوست دارم

هر جا که هستی عشق من خوش باشی


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: شنبه 25 آبان1387 در ساعت: 20:45
|+|



عشق من

  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 عشق من جز غم دلواپسی نیست

      آخه  قلبم  مثل  قلب کسی  نیست

 تو به تصویری چه کودکانه دل باخته ای

     منو اون جوری که در باور خود ساخته ای

      تو به نقشی که چه دوره  از  من

         عکس  ماهه  توی  آب   روشن

  توی رویایی مثل بیداری

    تو میخوای که ماهو از برکه بیای برداری

من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بودم

   نه که  خفته  بین  پنبه ها  و  پولک  بودم

من اگر سردار  عشقم یا که  پاک  باخته ام

       سرنوشتم را با دستای خودم ساخته ام

قصه ها گذشته بر من تا بدانم کیستم

    سرگذشتم هر چه بوده من پشیمان نیستم

یه زمان عاشق و گاهی توی آغوش هوس

       هر چه بوده  همه انتخاب من  بوده و بس

گاهی سرشار از حقیقت گاهی مغلوب گن

      هر چه هستم تو فقط من رابرای من بخواه

من اگر مریم پاکم یا که یک گیاههرز

      عشق من بیا به باورهای من عشق بورز

من پر از احساسم تو پر از احساسی

      مگه   میشه    قلب   منو   نشناسی

   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com          

      بیا با عشق و احساس منو دوباره بشناس

              تقدیم به عشقم رضا

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: دوشنبه 13 آبان1387 در ساعت: 12:19
|+|



        

سه تا گل هستند كه خيلي براي من ارزش دارند

1- گل رزُ كه مظهر عشقه

2- گل شقايق كه دلم مثل دلش خونه

3- گلي كه داره اين مطلب رو می خونه

همه برای عزیز ترینشون گل میفرستن.من موندم برای گلم چی بفرستم

  

  

من ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيزدوستشان دارم

لذت داشتن یه دوست خوب تو یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیربرف
درست که هوارو گرم نمیکنه ولی آدمودل گرم میکنه

 


بهترين دوستم نيستي لا اقل بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي لا اقل بزرگترين غم باش هر چي هستي بهترين باش چون بهترين ها هميشه در ياد خواهند ماند


آنچه که هستی هدیه خداوند است به تو و آنچه که میشوی هدیه تو به خداوند است، پس بی نظیر باش


يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است


دو چيز هيچ وقت از ياد آدمها نميره يكي: دوست هاي خوب يكي: روزهاي خوب يه چيز هم هيچ وقت از دل آدمها بيرون نميره روزهاي خوب كه با دوستهاي خوب داشتي


می گه:::دوستان به خدا بی وفایی نکنید با عاشق دلخسته جدایی نکنید یا بمانید از اول تا آخر راه یا از اول آشنایی نکنید


دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيس است.هر چه بيش تر بماني رفتنت سخت تر مي شود و اگر رفتي جاي پاهايت براي هميشه به جا مي ماند

دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم

بهتر است غرورتان را به خاطر كسي كه دوستش داريد از دست بدهيد تا اينكه او را به خاطر غرورتان

  هميشه با به دست آوردن اون کسي که دوستش داريم نميتوانيم صاحبش شويم، گاهي لازمه ازش بگذريم تا بتونيم صاحبش بشيم.

  افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

 

اگه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت عاشقتم سعي نکن عاشقش بشي اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني سعي کني ازش متنفر بشي.

 

دوستي يه حادثه و جدايي قانون است. بيا حادثه آفرين و قانون شکن باشيم.

  راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود

  حكايت جالبيست كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمي كنن

  هر کسي چيزايي رو که شما مي گين مي شنوه. ولي دوستان به حرفاي شما گوش مي دن. اما بهترين دوستان حرفايي رو که شما هرگز نمي گين مي شنون

  هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري .......اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره

  بازم دوباره میگم یجور دیگه ..هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده ... حتی اگه کسی بهت دروغ گفته باشه بازم بهش فرصت بده

چون روزی فرا می رسه که خودت محتاج فرصت دادن دیگران می شی


هر وقت دلتنگ شدی به یاد بیار  

کسی رو که خیلی دوستت داره  

هر وقت ناامید شدی به یاد بیار  

کسی رو که تنها امیدش توئی  

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار  

کسی رو که به صدات محتاجه  

وقتی دلت خواست از غصه بشکنی  

به یاد بیار کسی رو که تو دلت یه کلبه ساخته

 

اگه تنها شدنم ای خدا یه قسمته

پس بزار تنها بمونم تنهائی یه نعمته

خدا یار بی کسونه خدا خیلی مهربونه

تو برو با روزگارت چی می شه خدا می دونه



هيچ وقت به خودت مغرور نشو .......
برگ ها هميشه وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن

رضا جونم خیلی دوست دارم


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: یکشنبه 12 آبان1387 در ساعت: 18:44
|+|



دوستــــــــی

             

     

             

       

                

                         

                               

چرا دنیا پر از حادثه های وارونست         

عاشق کسی میشی که عاشقی نمی دونه

من به دنبال تو و تو به دنبال کسی دیگه

هیچ کدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمی گه  

من واسه چشمای نازنین تو یه دیونم

من دوست دارم ولی علت شو نمی دونم

حالا که می خوای بری بزار نگاهت بکنم

چون یه بار دیگه می خوام این دل و ساکت بکنم

یه چیزی فقط بزار روز تولدت هدیه مو بدم دست خودت

آدما فکر می کنن که حالا خیلی غم دارن

کاشکه فقط این بود اونا خیلی کسا رو کم دارن

عاشق کسی میشن که عاشقاش فراونه

بین انتخاب عشقش عمری که حیرونه

اونی رو که دوست داری چرا تو رو دوست نداره

شایدم دوست داره ولی بروش نمیاره

تنها کسی که من را درک می کند

یک روز زادگاه مرا ترک می کند

 


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: یکشنبه 12 آبان1387 در ساعت: 18:31
|+|



اشک

 

دیشب تو فکرت بودم که یه قطره اشک از چشمام جاری شد...

از اشک پرسیدم چرا اومدی؟

گفت: آخه تو چشمات کسی هست که دیگه اونجا جای من نیست.

حرمت اشکاتو نگه دار

کاشکی دوستیها مثل رابطهّ دست و چشم بود

وقتی دست آسیب می بینه چشم اشک می ریزه

و وقتی چشم اشک می ریزه دست اشکا رو پاک می کنه

 

آرزوهاتو يه جا يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه خدا يادش نمي ره

 اما تو يادت ميره كه چيزي و كه امروز داري آرزوي ديروزت بود!

 

فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري

و بدست بيار چيزي رو كه نمي توني فراموش كني


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: یکشنبه 12 آبان1387 در ساعت: 18:23
|+|




ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: شنبه 11 آبان1387 در ساعت: 18:9
|+|




ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: شنبه 11 آبان1387 در ساعت: 18:7
|+|



گلناز دوســـــــــــــت دارم

 

 

دوست دارم رضا جونم

 


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 7 آبان1387 در ساعت: 13:31
|+|



از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:

 بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن

گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد

گفتم زیبا ترین لحظه؟  گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)

 

مرا از یاد نبر

تنهایم مگذار؟؟

من شکوفه ای دارم که هنوز میوه نشد!!

و

ارزوئی که هنوز براورده نشد

تواين دنيا به كسي دل نبند

 چون اين دنيا اينقدر كوچيكه كه دوتا دل كنار هم جا نميشن ......

 ولي اگه به كسي دل بستي

هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه هيچوقت پيداش نميكني .....

 

و من همیشه تو را در دنیا دوست دارم

رضا


 اگر روزی من مُردم و تو مرا دوست داشتي هر پنج شنبه به مزارم بیا ، گلِ سرخي بر روي قبرم بگذار تا هميشه آن گل سرخ را که به تو داده بودم به خاطرم بياروم ... ولي... اگر تو مُردي ... من فقط يک بار بر مزارِت .. مي آیم و آن دسته گلِ سفيدِ مريم را که با خون خود سرخ خواهم کرد ،را برایت هديه ميکنم وعاشقانه در کنارت جان مي سپارم تا بدانی هيچ وقت تنها نيستي

 

 


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 7 آبان1387 در ساعت: 13:23
|+|



دل شکستن

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ.

زمان   

زماني که شما دست از رويا برميداريد زندگي به پايان ميرسد ،موقعي که شما اعتقاد خود از دست ميدهيد اميد تمام ميشود ، زماني که شما از توجه به ديگران خوداري ميکنيد عشق به پايان ميرسد وزماني که شما از همدردي با ديگران امتناع مي ورزيد دوستي به پايان ميرسد

دل شكستن  

هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ...! ولي حداقل مي تونه يادش بده که وقتي شکست لبه تيزش دست اوني رو که شکستتش نبره.........


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 7 آبان1387 در ساعت: 13:18
|+|



دو خط موازی

دو خط  موازی هیچ وقت موازی هم نیستند چون یک جایی همدیگر را قطع میکنند!!!!!!!

...اگر باور نمیکنید من تجربه کردمش...

مثل این پل

سر کلاس ریاضی بودم که استاد اومد و دو خط موازی کشید

خط پایینی نگاهی به خط بالایی کرد و عاشقش شد

خط بالایی هم نگاهی اندک بر پایینی کرد و در دلش احساس عشق

کرد

در همین هنگام بود که استاد گفت:دو خط موازی هیچ گاه بهم نمی رسند

-----------------------------------------------------------------------

پسرکي دو خط سياه موازي روي تخته سياه کشيد!...خط اولي به دومي گفت :

ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ...

.دومي قلبش تپيد و لرزان گفت:بهترين زندگي؟!...در همان لحظه معلم بلند فرياد زد :

دو خط موازي هيچ گاه به هم نمي رسند و بچه ها نيز تکرار کردند که:

 دو خط موازي هيچگاه به هم نمیرسند............


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 7 آبان1387 در ساعت: 13:15
|+|



 

تو اتاقم تو نور مهتاب میشینم و به تو فکر میکنم..دلم میخواد پیشم باشی واسه همیشه.کی واسه همیشه ماله همدیگه میشیم؟؟؟؟؟؟؟؟تو نور مهتاب به این فکر میکنم و واسه رسیدن به هم دعا میکنم تو هم دعا کن

 


ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 7 آبان1387 در ساعت: 13:12
|+|




ادامه مطلب
نويسنده: یه عاشق تنها مورخ: سه شنبه 7 آبان1387 در ساعت: 13:9
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Fall Hafezz & www.B-a-h-a-r-2-0.sub.iR & Ghaleb Weblog